کتاب چراغ ها را من خاموش میکنم

0
386

کتاب چراغ ها را من خاموش میکنم نوشته ی زویا پیرزاد ، داستان زنی ارمنی به نام کلاریس است که در دهه ی چهل به همراه خانواده اش در شهر آبادان زندگی میکند.

پرهیاهو و هیجان انگیز

بر خلاف تصور بسیاری از خوانندگان این کتاب آن چنان هم پرهیاهو و هیجان انگیز نیست. کتابی است که پس از خواندن چند خط یا چند صفه ،

کتاب چراغ ها را من خاموش میکنم
کتاب چراغ ها را من خاموش میکنم

خواننده هیجان و شوق خواندن کتاب و رسیدن به آخر آن و اینکه نهایت داستان به کجا میرسد را آنطور که باید و‌ شاید ندارد.

در حقیقت کتاب چراغ ها را من خاموش میکنم به گونه ای نوشته شده است که به راحتی میتوان از خواندن چندین و چند خط در لا به لای داستان سر باز زد.

چرا که این داستان روزمرگی های زندگی یک زن معمولی خانه دار را بیان میکند که جذابیت چندانی برای خواننده ندارد.

یک زن معمولی

البته در کنار این همه کسالت، مواردی نیز هستند که مواردی از قبیل بیان دقیق و زیبای جزئیات زندگی کلاریس که به خواننده این امکان را میدهد که به سادگی خود را در داستان جایگزین کند.

گذشته از بیان جزئیات زندگی‌ کلاریس خانواده هایی هستند که به کلاریس در دقیق نوشتن خاطراتش کمک میکند. آمدن امیل و دخترش امیلی که آن ها هم از یک خانواده ی ارمنی بودند؛

بیان دقیق و زیبای جزئیات
بیان دقیق و زیبای جزئیات

در همسایگی کلاریس، اندکی از کسالت زندگی کلاریس میکاهد.

شاید داستان چراغ ها را من خاموش میکنم قهرمانان و شخصیت های پر هیجانی نداشته باشد اما اگر اندکی در عمق داستان دقت کنیم مادر و همسر دلسوزی را میبینیم که به دلیل عشق به همسر و فرزندانش ذهنیت پر مشغله ی خود را غرق در روزمرگی های خانه کرده است.

قسمتی از کتاب

صدای ترمز اتوب**و*س مدرسه آمد. بعد قیژ در فلزی حیاط و صدای دویدن روی راه باریکه ی وسط چمن. لازم نبود به ساعت دیواری آشپزخانه نگاه کنم.

چهار و ربع بعد از ظهر بود. در خانه که باز شد دست کشیدم به پیشبندم و داد زدم “روپوش درآوردن.

دست و رو شستن. کیف پرت نمی کنیم وسط راهرو” جعبه ی دستمال کاغذی را سراندم وسط میز و چرخیدم طرف یخچال شیر در بیاورم که دیدم چهار نفر دم در در آشپزخانه ایستاده اند .

دو قلو ها

برنده ی جایزه ی بهترین رمان سال پکا
برنده ی جایزه ی بهترین رمان سال پکا

گفتم” سلام. نگفته بودید مهمان دارید تا لباس روپوش عوض کنید عصرانه ی دوستتان حاضر شده” خدا را شکر کردم فقط یک مهمان آورده اند و به دخترکی نگاه کردم که بین ارمینه و ارسین این پا وان پا می شد.

از دو قلو ها قد بلندتر بود و وسط دو صورت سرخ و سفید و گوشتالو. رنگ پریده و لاغر به نظر می آمد. ارمن چند قدم عقب تر ایستاده بود. آدامس می جوید و به موهای بلند دخترک نگاه می کرد.

پیراهن سفیدش از شلوار زده بود بیرون .سه دگمه ی بالا باز بود. لابد طبق معمول با یکی دست به یقه شده بود.

بشقاب و لیوان چهارم را گذاشتم روی میز و با خودم گفتم امیدوارم باز احضار نشوم مدرسه. ارمینه نوک پا بلند شد و دست گذاشت روی شانه ی دخترک.”…

مشخصات کتاب

لوح تقدیر از نخستین دوره ی جایزه ی ادبی یلدا
لوح تقدیر از نخستین دوره ی جایزه ی ادبی یلدا

عنوان : چراغ ها را من خاموش‌ میکنم
نویسنده : زویا پیرزاد
ناشر: مرکز
سال انتشار : ۱۳۸۰
موضوع : اجتماعی
تعداد صفحات : ۲۹۳ صفحه
رده ی سنی : بزرگسالان

 

امتیازات کسب شده

برنده ی جایزه ی بهترین رمان سال پکا
۱۳۸۰ بهترین رمان سال ۸۰ بنیاد هوشنگ‌ گلشیری
لوح تقدیر از نخستین دوره ی جایزه ی ادبی یلدا
بهترین رمان بیستمین دوره ی کتاب سال

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید